مزه زندگی دونفره! (الان دیگه سه نفره)

جایی برای نوشتن احساسات، یا حتی بالا آوردنشون ... بی سانسور ...

+ صب از ترس قطع برق و در پارکینگ

و بند خراب شده ی کیف پسرجان

عصبانی شدم

+ از محل کار زود اومدم خونه

ورزشم رو انجام دادم

زبانم رو خوندم

+ مامانم زنگ زد بریم واسش پرده بگیریم

با مامان و بابا رفتم

پرده و کتیبه ی قشنگی انتخاب کردیم

+ رفتم دنبال پسرجان

گفت همسایه بیاد

پیام دادم به مامانش

اومد

بازی کردن کُلی

۳/۵ تا ۷ اینجا بود

+ ناهار فردام رو هم حاضر کردم

+ لباسها رو هم شستم

+ گاز رو هم تمیز کردم

+ کتری هم آماده

+ مسواک هم زدم

برم بخوابم

پدر و پسر خوابیدن

+ رويـ خط زمانـ چهارشنبه بیست و هشتم آذر ۱۴۰۳ / 22:15 بهـ قلمـ خانومـ میمـ