مزه زندگی دونفره! (الان دیگه سه نفره)

جایی برای نوشتن احساسات، یا حتی بالا آوردنشون ... بی سانسور ...

+ فکرا رو بریزیم بیرون:

زمین رو عمه اینا خیلی گرون گفتن و خریدنش سخت شده

بازم نمیدونم همسر چه تصمیمی داره

اما من پشتش هستم

فقط بهش گفتم که حرف می.رحس.ن شد از کوره در نره و این حرفا

+ غذاها و وعده های هفته رو تا حدودی معین کردم

و چقد خوبه شنبه تعطیلم

و چقد خداروشکر که این چند سال سه روزه رفتم ...

+ امروز یه پیاده‌روی سه تایی رفتیم

دوست داشتم

+ فردا صبح هم ایشالا برم

+ برنامه بچینم خونه ی همسایه بالایی بریم

+ چهارشنبه هم لی.دا و به.رادُ دعوت کردم خونمون

آخه نوبت ما بود

حوصله ندارم فرنازُ بگم

چون خونه ام اونجوری که باید تمیز نیست!

مخصوصا wc 😑

از توالت فرنگی حموم استفاده میکنیم اونور خیلی تمیزِ

ولی اینور افتضاح!

حالا ببینم فردا حس و حالش رو دارم یه نظافتی کنم اونورُ

+ دیگه چه سرم میگذره🤔

اها کتاب رو هم تموم کردم 1984 رو

دو تا دیگه رمان هست

اونارو شروع کنم بخونم

فردا ببینم مامانم میاد پیشمون!

دارم میرم دنبال پسرجان برم بیارمش با خودم

+ کاغذ کادو هم همونور بگیرم

آها یادم باشه پول نقد هم از مامان بگیرم واسه کادو...

+ رويـ خط زمانـ جمعه بیست و پنجم آبان ۱۴۰۳ / 20:56 بهـ قلمـ خانومـ میمـ