مزه زندگی دونفره! (الان دیگه سه نفره)

جایی برای نوشتن احساسات، یا حتی بالا آوردنشون ... بی سانسور ...

+ ناراحت شدم

حس ناامیدی گرفتم

ترس هم توش بود

وقتی همسر گفت بابا باهاش سرسنگین بود

وقتی درمورد وسایل صحبت کرد که خونه ی عمو بود!

ناراحت بخاطر اینکه خُ رابطه ی بابام و همسرم دستخوش تغییر شده

ناامید از بابام بخاطر اینکه سیاست نداره

ترس هم بخاطر خودم دیگه

گاهی حس میکنم رابطه ی خوبم با مامانم اینا صدقه سرِ پسرجانِ

وگرنه ...

اونا هم میشدن مثِ مامان بابای همسر🙄

+ رويـ خط زمانـ شنبه بیست و ششم فروردین ۱۴۰۲ / 19:22 بهـ قلمـ خانومـ میمـ