مزه زندگی دونفره! (الان دیگه سه نفره)

جایی برای نوشتن احساسات، یا حتی بالا آوردنشون ... بی سانسور ...

+ از صب همه چی رو دوست داشتم

از اینکه اضطرابم رو درک کردم

+ پسر رو بردم مه.د

+ اومدم خونه

به چندتا بن.گاه زنگ زدم

با دوستم که است.رال.یا.ست درمورد مه.اج.رت حرف زدم

ظرفها رو گذاشتم‌ ماشین

ناهار فردام هم آماده ست!

+ به نظرت چرا مامان و بابای همسر هر دو نفرشون میخوام با ما بیان؟

چرا یکیشون با دخترشون نمیاد؟ یکی با ما؟

یا بخاطر اون حرفهای مرت.ضی که دهنش رو واکرده بود هرچی پیش اومد به همسر گفت(مکالمه های گوشی همسر ضبط میشه) سیوش کرده _ اونُ برای مامانش اینا گذاشت گوش کنن

یا از همسر میترسن 😐 که یه وقت دوباره از دستِ رفتارای اونا عصبانی بشه!

آخه همسر تهدیدشون کرد من میااااام و به دخترت و عروست بگو حواسشون خیلی به رفتاراشون باشه بد پیش نیاد😬😬

+ رويـ خط زمانـ شنبه بیست و ششم فروردین ۱۴۰۲ / 18:30 بهـ قلمـ خانومـ میمـ