+ از عصبانیت و دیوانه شدن دستام میلرزه و قشنگ ضربان قلبم رو احساس میکنم
آخه این حجم از صدا 😖😖😖
واااای کاش دکمه ی سایلنت داشت این پسر🙄🙄🙄
خدااااایاااااا کمک واقعا😶😶😶
چقد حرف داره😒
همسر که میاااد دیگه بدترم میشه😐
چرا؟
چون ما با هم حرف نزنیم!😐
بابا من مَرده رو از صبح ندیدم دلم میخواد باهاش حرف بزنم😫😫
محض رضای خدا بذار یکم با هم حرف بزنیم😫😫
پسررررر
من عااااشقتم، از صب باهات وقتم که گذاشتم
بازی کردم باهات🙄🙄🤕🤕
آخیش غرهام درمورد پسر جان تموم شد😅😅
+ برم یه پادکست گوش کنم
ظرفها رو بذارم ماشین
بعدش اگه شد بیام ادامه ی حرفها و حسهام😜
+ خُب اومدم ادامه رو بگم
+ آخیش چقد آروم شدم
+ پدر و پسر رفتن حموم
جلوی موهای پسر داره کوتاه میشه
فقط امیددارم که زیاد کوتاه نکنه😑🙅🏻♀️
+ فردا مهد پسرجان تشکیل میشه
اون سه ساعت رو لَش کنم
شایدم یه فیلم دیدم!
اووووو
فیلم چیه🤦🏻♀️🤦🏻♀️
باید پاور کشوری رو آماده کنم🤨😵
شایدم در کنارش یه فیلمم بذارم پِلی بشه🤷🏻♀️
همه چی بستگی به حضور یا عدم حضور همسر داره😏
+ خُب هنوزم موفق به پیدا کردن کلاس زب.ان خوب برای پسر نشدم
۳جا کاندید شده
یکی خونه ی به.رادایناست
۵شنبه بریم ببینم چجوریه
دوتای دیگه هم آموزشگاه!
+ راستش با مامانِ یکی از دوستای پسر حرفیدم
برگشت گفت توی مهد زبان دارن یه کم آروم گرفتم
ولی خو بچه های دیگه دارن میرن
نمیخوام پسر که دوست داره موقعیت های پیشرفت رو از دست بده🙁
+ خُب دیگه اینکه امید دارم جمعه هوا خوب باشه🤗🤗 سانی ☀️🌤