+ امروز اولین روز کاری سال جدید!
+ وااای من چیکار کنم؟!
کدوم کلاس زبان رو انتخاب کنم واسه پسرجان؟!
امروز با لی.دا بچه ها رو بردیم خانه بازی
البته همسایه شون هم اومد/ حالا حال ندارم درموردشون بنویسم🙄
هیچی اون آموزشگاهی که مدنظرم بود رو به کُلی شست گذاشت😕
+ سردردی داشتم که حالت تهوع هم چاشنیش بود!
یعنی عجیبهااااا
از کم خوابی و اینکه صبح زود بیداز شده بودمُ
آب کم خوردم
بعدشم تو این آفتاب و گرما بدون استراحت بچه ها رو بردیم بیرون
اون آهنگهای مزخرف با صدای کذایی هم تو خانه ی بازی هم تو کافه با صدای بلند تو مغزم بود!
آخه بردمت خانه بازی
بازم همش منُ صدا میکنه مااااماااان بیا پیشم😒😒
به.رادم عینِ پسرجان🙄🙄
همشون عینِ همنن👊🏻👊🏻
+ الانم این کاکتوسِ رو با صدای بلند توی گوشم روشن میکنه و داد میزنه🥲🥲
زیباست نه؟
بله زندگی خیلی زیباست 😖